السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

22

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

گفته شده است . به خدا سوگند آنان تيرى از تيرهاى الهى را از دست داده‌اند . على از مال خداوند چيزى براى خود برنداشت و در اجراى فرمان الهى سستى نورزيد . عزايم قرآنى به او سپرده شده بود و حلال قرآن را حلال و حرام او را ممنوع كرده بود ، تا آنكه آن را بر حوضى با آب گوارا و بهشتى دلربا وارد كند . اى مردك ! على اينچنين بود . » از جمله نكاتى كه دربارهء او گفته شده چنان‌كه در استيعاب نيز آمده آن است كه آن حضرت داراى مچ و دستى قوى بود و چون به ميدان نبرد روى مىآورد با هروله و شتاب مىرفت و دلها را استوار مىداشت . او نيرومند و دلاور بود و بر هركس كه در ميدان نبرد با او روبه‌رو مىشد فايق مىآمد . همچنين در استيعاب به نقل از ابجر بن جرموز از پدرش روايت شده است : على را ديدم كه از مسجد كوفه بيرون آمد و جامه‌اى دوپاره بر تن داشت كه يكى را براى خود ازار و ديگرى را ردا گرفته بود . درحالىكه ازارش به نيمهء ساق پايش مىرسيد در ميان بازار مىگشت و تازيانه‌اى در دست گرفته بود ، بازاريان را به تقواى الهى و راستگويى و نيكويى در معامله و پر دادن پيمانه‌ها و كشيدن اجناس ( كيل كردن ) فرمان مىداد . ابن عبد البر در استيعاب مىگويد : اگر نزد على ( ع ) مالى مىآوردند ، آن حضرت چيزى از آن باقى نمىگذاشت جز آنكه همه آن را قسمت مىكرد و به غير از آنچه را كه نتوانسته بود در همان روز تقسيم كند در بيت المال ، چيز ديگرى به جاى نمىگذاشت و مىگفت : اى دنيا ديگران را فريب ده ! او از فىء حقى براى خود و آشنايان و خويشاوندانش در نظر نمىگرفت و آن را جز به افرادى كه ديندار و امانتدار بودند به كسان ديگر اختصاص نمىداد . و چون از يكى از ايشان خيانتى مىديد به او مىنوشت : « همانا پند و اندرزى از جانب پروردگارتان براى شما رسيد . پس در سنجش وزن و كيل اجناس با مردم به عدالت رفتار كنيد . به آنان كم و گران نفروشيد و در زمين به خيانت و فساد برنخيزيد . بدانيد آنچه خداوند باقى گذارد براى شما بهتر است ، اگر بدان ايمان داشته باشيد . و من نگهبان شما نيستم . وقتى نامهء من به دست تو رسيد به كار خودت ادامه بده تا كسى را بدان‌جا گسيل دارم تا مسئوليت تو را عهده‌دار شود . » آن‌گاه چشمان خود را به سوى آسمان بالا مىگرفت و مىگفت : خداوندا ! تو نيك مىدانى كه من ايشان را به ستمگرى و فروگذاردن حق تو در ميان مردم ، فرمان نداده بودم . وى در ادامه مىگويد سخنان و اندرزها و سفارشهاى آن حضرت به عمالش ، در وقت مأموريت آنان ، مشهور است . ابن ابى الحديد گويد : صعصعة بن صوحان و تنى چند از ياران و شيعيان او گفته‌اند : على ( ع ) همچون يكى از ما مىزيست . مهربان و بسيار متواضع و آسان‌گير بود . ولى ما از شوكت و هيبت او مانند اسير دست‌بسته‌اى كه بر بالاى سرش شمشير باشد ، از وى باك داشتيم .